در شرايط امروز ، هيچ سوالي جديتر از اين نيست كه
آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است؟
*آیا آيتالله خامنهاي سيد خراساني است؟....
ادامه مطلب را بخوانید.
ادامه ی مطلب  
| جز تو نه | X |
به مناسبت روز سیزدهم آبان . روز مبارزه با استکبار (از وبلاگ "دانشجوی سهمیه ")

رازهای افشا نشده بعد از گروگان گیری یا
" آن روز سکه تدارکاتچی های مجسمه ی آزادی"
را حتما بخوانید
سالها بود که اقتصاد ایران از بیماری توزیع ناعادلانه ثروت رنج می برد . یارانه ها منبع اسراف کاری و رانت خواری گروهی خاص می شد و میلیونها نفر زیر خط فقر لبخند می زدند .

مقاله نویسان دوم خردادی از رنج دخترک روستایی گل فروش سر چهار راه می نوشتند و جمعیت های حمایتی مختلف برای انواع آسیب های اجتماعی تشکیل می شدند .....خیران آستین همت بالا می زدند تا زخم کهنه بی عدالتی را درمان کنند اما هیچ دولتی به فکر درمان ریشه های توزیع ناعادلانه ثروت نبود ! زیرا خودشان همین وضع را درست کرده بودند ! پس به جای درمان مشغول تمجید و ستایش عوامل خود بودند !!!!
تا آنکه مردم کسی را انتخاب کردند که دردها را می دانست ! برای اولین بار در دولت نهم این رنج ها دیده شد . تعارف ها برداشته شد. و برای علاج دردها چاره ای اندیشیده شد .
صنایع تولیدی هم به درک ....!!!!با خطر جدی ورشکستگی دست و پنجه نرم کنند و بلاتکلیفی سالیانه ...!پایداری و امنیت سرمایه گذاری همه که هیچ !!!!! زیرا هرسال بسته به سلیقه نمایندگان نحوه هزینه کرد دولت متفاوت خواهد شد ! چند نفر در مجلس بزنند و همه کشور به ساز آنها برقصند و کسی هم جوابگوی مردم نیست بجز همان کسی که همیشه می دود و همیشه متهم است !
لایحه ای تقدیم مجلس شد و لایحه ای در حال بررسی ست ! 
پسرکان پرادو سوار که از شمال تهران می آیند هنوز دوبس دوبس کنان دارند،خیابان گردی می کنند و دخترکان سر چهار راه که از روستاهای دور می آیند .... هنوز کودک به کول ، دارند گل می فروشند !
و بعضی ها در مجلس هنوز به دنبال انتقام انتخاباتند!!!
گاهی یک حادثه کوچک از سالها مجاهدت بزرگ پرده برمی دارد!
گاهی یک آشنایی نزدیک از سالها خاطره ی دور حکایت می کند!
و گاهی یک عکس به اندازه صدها مقاله و سخنرانی حرف دارد !

ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا
دل آشنایی رهروان صبح ظهور عجیب نیست
عجیب خمیازه ی خفتگان است!
وقت اذان صبح!
آنشب آمد دل من گرد طواف حرمت
توی ایوان طلا در پی لطف و کرمت
حاجتی داشتم از حد توانم افزون
دردی از جنس رهایی ز شب و آتش و خون
موج در موج .....چه دردی که ز طاقت بیرون
رنج در رنج ....ز بار گنه خلق فزون
ناله می کردم و کس در دل آن چاه نبود
جز شب و درد کسی بر دلم آگاه نبود
پای دل...در گِل آن رنج گُنه مانده اسیر
یوسفی ... در دل آن چاه فنا در زنجیر
ضجه ها کرد دلم !....هیچ جوابی نرسید!
اشک می ریخت بر آتش..... ولی آبی نرسید!
آتشی بود درونم که ....گلستان می خواست
پیرهن خونی و..... دل یوسف کنعان می خواست!
اشک می زد ز دو چشمم به ضریحت آبی
چه شبی بود ...شبی بود... شبی مهتابی!
یادم آید که به ایوان طلا آن شب سرد
آهوی خسته ی دل کرد نگاهی پر درد....
ذوب شد پنجره فولاد از آن اشک و هنوز...
آهوی تشنه ی دل در پی آن مشک و هنوز...
اشک می سوخت گریبان دلم را که شبی...
پا به زنجیر پریشان دلم را که شبی...
ناگهان چشم تو برگشت ... نگاهم کردی!
ضامن آهوی دل ....رحم به آهم کردی!
نگهت شد عرق شرم .. مرا آبم کرد !
سوخت زنجیر مرا... چشم تو بی تابم کرد!
نگهت از دل آن چاه ....به افلاکم برد...
بارش مهر تو رویاندم و ... از خاکم برد....
توبه کردم ز هوا و هوس ای شاه جهان
دست بر دامنت از چاه در آمد این جان
شد رها آهوی دل ...از ستم صیادان
مکر شیطان زدگان... آتش دنیا شادان
ماه روی تو شها ...یک شبه آرامم کرد
دست زد بر دلم و... بسته ی این دامم کرد
مهربان نور بهشتی شه فردوس رضا
ای شهنشاه مرا واسطه شو پیش خدا
توکه با اذن خدا رنج مرا خواندی و باز...
شاه من!شاه جهان!... پیش دلم ماندی و باز...
بعد ازین چشم من و مستی صهبای دگر
نگذاری که رود آهوی دل جای دگر!

دو تا ماهی قرمز سر طاقچه اتاقمان جا مانده!
شاید آنها خودشان هم ندانند که
وقتی آبشان تیره و تار و کدر می شود
و برای یک حباب اکسیژن تازه بال بال می زنند
همین تقلا و تلاششان است
که مرا به سمت آنها می کشاند
که آبشان را عوض کنم !
لحظات آخری که دارم آب تنگ را خالی می کنم
ماهی های کوچولو
مدام بالا و پایین می پرند
و خود را به تنگ خالی می کویند....
قلبشان دارد از سینه هایشان در می آید از شدت اضطرار و بی آبی !
وقتی تمام آبهای آلوده خالی شد
و اضطرارشان برای یک قطره آب به اوج رسید.....
ثانیه ها...
ثانیه ها ...
ثانیه ها...
نفس...
نفس ...
نفس...
ناگهان .....
آب پاک و گوارا و زلال و روشن از راه می رسد!
تازه آنها که دریا را نچشیده اند!
.
.
.
ای آب حیات عاشقان .....ادرکنا !

خداوندا ما را از یاران حضرت حجت قرارده . آمین.
حضرت آیت الله العظمی بهجت:
- امام زمان (عج) (عینُ النّاظره و اُذُنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه): چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادۀ خداوند است.
- در رؤیت امام (علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هر جا نشسته، بر اَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهنَّ اِشراف دارد.
- سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم!
- به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.
- لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.
- ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
- دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.
- در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!
- با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرة است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
- هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!
- علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.
- انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!
- چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
- خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
- آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمانها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عج) دعا کنیم؟!
- مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.
- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
- هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک!
- امام (عج) در هر کجا باشد، آنجا خضراء است. قلب مؤمن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.
- قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!
- اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.
- به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
- آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!
- [ائمه (علیهم السلام)] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
- تا رابطۀ ما با ولیّ امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.
- روایت دارد که در آخر الزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.
- هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم!
- از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام)]، هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است!
- هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
- خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
- با این که ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است – به خلاف ظهور و فرج عمومی - با این حال چرا به این اهمّیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم؟!
- کار آفتاب، اِضائه [نورافشانی] است هر چند پشت ابر باشد. حضرت صاحب (عج) هم همین طور است، هر چند در پس پردۀ غیبت باشد!... چشم ما نمی بیند، ولی عده ای بوده و هستند که می بینند و یا اگر نمی بینند، ارتباطی با آن حضرت دارند.
- آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
- ای کاش می نشستیم و دربارۀ این که حضرت غائب (علیه السلام) چه وقت ظهور می کند، با هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم!
- اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
- با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض [حضرت حجّت (علیه السلام)] رجوع کرد.
- حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
- راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
- سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!
جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.
- ما طلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضا و تأییدی از مولایمان حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و چگونه رفتار کنیم، که مولایمان ما را امضا و تأیید کند؟!
- چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!