دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم ؟
بیا که سایت دلم را پر از ستاره کنم
چو آسمان به هزاران ستاره چشم شوم
ظهور نور جمال تو را نظاره کنم
بلی ٰ نگفته به لبهای تو دلم آنشب
مگر که چادر هجرت به ناله پاره کنم
به بام برج جهان ماهواره می لرزد
چو عکس روی تورا یکدم آشکاره کنم
ای آنکه گفته ای نرگس ندیده ها خاموش
حدیث چشمش ازین پس دگر هماره کنم
ز داغ آتش دل تا بهشت او بدوم
و شرمگین دل دوزخ ازین شراره کنم!
هزار قرن تمدن به زیر خاک کشم
و نام دلبر خود ، تابلوی هزاره کنم!
بخند منکر نرگس ! بخند و دیده ببند
که من به اشک دلم کار ماهواره کنم..
چو یوسفم ز در آمد دوباره نشناسیش
زمان سلطنت او تو را چه کاره کنم ؟....؟
نه یازده که هزاران ستاره سجده کنند
و من به سجده حدیث رخش دوباره کنم ...
یکی دو جرعه ی دیگربه من بده ساقی
که تا علاج دلی که غمی نداره کنم ...
مسیح پشت سرم در نماز وعالم مست
"سحر" خزان تو را من گل بهاره کنم ...









