تبليغاتX
«... .»رب انی مغلوب فانتصر ... ».الیس الصبح بقریب؟.. .... ....بسم الله مجریها و مرسیها ....» « و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا .... ». فقط عاشق ها بخوانند... یااباصالح فدات - زیباترین رای گیری دنیا

یا الله X

اللهم وصل على ولي امرك القائم المؤمل و العدل المنتظر
وحفه بملائكتك المقربين وأيده بروح القدس يا رب العالمين،
اللهم اجعله الداعي إلى كتابك والقائم بدينك
استخلفه في الارض كما استخلفت الذين من قبله
مكن له دينه الذى ارتضيته له ابدله من بعد خوفه أمنا
يعبدك لا يشرك بك شيئا،
اللهم اعزه واعزز به وانصره وانتصر به وانصره نصرا عزيزا وافتح له فتحا عظيما،
اللهم اظهر به دينك وملة نبيك حتى لا يستخفي بشئ من الحق مخافة احد من الخلق،
اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمة تعز بها الاسلام وأهله وتذل بها النفاق وأهله
وتجعلنا فيها من الدعاة إلى طاعتك والقادة إلى سبيلك وترزقنا بها كرامة الدنيا والاخرة،
اللهم ما عرفتنا من الحق فحملناه وما قصرنا عنه فبلغناه،
اللهم المم به شعثنا، واشعب به صدعنا، وارتق به فتقنا،
وكثر به قلتنا واعز به ذلتنا، واغن به عائلنا، واقض به عن مغرمنا،
واجبر به فقرنا، وسد به خلتنا، ويسر به عسرنا، وبيض به وجوهنا وفك به اسرنا،
وانجح به طلبتنا، وأنجز به مواعيدنا، واستجب به دعوتنا وأعطنا به فوق رغبتنا،
يا خير المسئولين وأوسع المعطين اشف به صدورنا واذهب به غيظ قلوبنا
واهدنا به لما اختلف فيه من الحق باذنك انك تهدي من تشا إلى صراط مستقيم
وانصرنا على عدوك وعدونا اله الحق آمين،
اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا، وغيبة امامنا،
وكثرة عدونا، وشدة الفتن بنا وتظاهر الزمان علينا
فصل على محمد وآل محمد واعنا على ذلك بفتح منك تعجله، وبضر تكشفه،
ونصر تعزه وسلطان حق تظهره، ورحمة منك تجللناها، وعافية منك تلبسناها
برحمتك يا ارحم الراحمين.
فدای یوسف زهرا
هزار یوسف کنعان

وقتی که آفتاب آمد
آنها که هنوز درخواب اند
نمازشان قضاست

انتظار نشستن نیست
حرکت وجهاد است
در راه احیای عدالت و خوبی
انتظار
شناخت خوبان زمان
یاری آنها است





چه می شود روزی برسد که کانالهای تلویزیون و ماهواره ها تصویر زیبای شما را از کنار خانه ی کعبه به دل اهل جهان مخابره کنند ؟

چه می شود روزی برسد که جلوی گیشه های روزنامه فروشی ها ومجله ها ...در نمایشگاههای کتاب فقط و فقط یاد و نام و تصویر زیبای شما جلوه گری کند و دلبری کند ؟

وقتی رفتن یک مرد خدایی می تواند این همه دل را در سراسر جهان متوجه خود کند . چه میشود از اثر حضور شما  عقول بشری رشد کند و برای آمدن شما به خداوند متوسل شود ؟

چه می شود ما هم بفهمیم که بزرگترین دردمان درد فراق شماست و بزرگترین خسران زندگی مان آشنا نبودن با محبت شما و بزرگترین دعایمان دعا برای فرج شماو بزرگترین عمل صالح مان یاری شما با جهاد در راه خداو گذشتن از خود و دوری از گناه است ؟

چه می شود روزی برسد هر کانالی را که می گیریم از شما بگویند که امروز چه کردید و کجا رفتید وچه فرمودید و چقدر دل شکار کردید و با خود به دایره عشق الهی بردید؟

چه می شود اگر همه ی اس ام اس ها درباره شما باشد ؟

نقل همه ی محافل و مجالس زیبایی شجاعت وتدبیر ومدیریت شما باشد ؟همه سخنان شما را بشنوند و درباره امر و فرمان شما با هم صحبت کنند ؟

وآن خبر... آن خبر بزرگ... و آن تنها خبر بزرگ... که شایسته ی شنیدن و گفتن است فقط شما باشید و بس !

چه می شود دست از بازیهای کودکانه مقام پرستی هایمان برداریم و فقط به خاطر جهاد در راه حق و انجام وظیفه ای که از درک غربت و تنهایی شما بر دوش خود احساس می کنیم ....به صحنه بیاییم ...نه هیچ چیز دیگر.

چه می شود دستمال سبز را برای رای آوردن استفاده نکنیم و بلکه رای آوردن را وسیله ای برای بر افراشته شدن پرچم سبز ایمان در جهان قرار دهیم ؟

چه می شود روزی برسد که... نقل همه ی مجالس و محافل روی زیبای شما . اخلاق روشن شما . شرح مهربانی وخوبی و درایت و مدیریت و شجاعت شما و داستان تسلط شما بر امور جهان باشد ؟

چه می شود اگر درهیچ کانالی در جهان از خشونت و ظلم و ستم اثری نماند و گناه و زشتی و پستی را تزئین نکنند و به خورد مردم جهان ندهند وبه جایش هر روز و هر روز و هر روز شرح زیبایی مدیریت شما را ببینیم و بشنویم و بگوییم و بنویسیم و دیگر اثری از طاغوت ها و خودخواهان ومتکبران و کوتاه بینان در کانالها و دیدگان واندیشه هایمان باقی نماند؟

چه می شود که به مدد دعاهای شما مردم همه کشورهای جهان بپاخیزند و بیدار شوند  و بساط لشکر کشی ها و ادم کشی ها ی مدعیان و فریبکاران را در زباله دان تاریخ بریزند ؟

چه می شود روزی برسد که شیفتگان و شیدایان شما هر لحظه چشم شان به دیدار جمال زیبای شما روشن شود ؟

چه می شود گردن متکبران و قاتلان و جنایت کاران جهان زیر بار منت شما چنان بشکند که دیگر صدایی ازین ها به گوش نرسد و ادعای فریبکاری شان دلمان و گوش مان را مدام آزار ندهد ؟

چه می شود اگر عقل بشر دست از دامن مدعیان دروغین بردارد و به ریسمان الهی محبت شما دست دراز کند و برای آمدن شما بی تاب شود ؟

چه می شود که زمان وعده خداوند فرا برسد و ما در لحظه به لحظه های فتح و پیروزی سپاهیان شما  ودر گشود شدن درهای بسته ....با تمام توان یاری رسان شما باشیم ؟

 چه می شود که فتح و پیروزی آشکار شما را در تمام جهان ببینیم و فریاد تکبیرمان غلغله ای در عالم بپا کند ؟

چه می شود که این دلهای حسرت کشیده ی ماهم به جمع عاشقان شما... به جمع مجاهدان راه خدا پیوند بخورد ؟

ای مولای مهربان و ای سرور دلهای خوبان اهل جهان...

چه می شود که ما هم جزو آن دسته از خوبانی شویم که نظر مهربانی شما شامل حال قلبشان شده است  ؟

چه می شود که که ماهم لیاقت پیدا کنیم که برای یاری شما بپاخیزیم و مانند همه خوبان و پاکان از همه ی دنیاو اهل آن بگریزیم و به جهاد در راه خداوند بزرگ میل کنیم و به دامن امن عشق الهی پناهنده شویم و آنقدر دراین عشق بمانیم تا رگ رگ وجودمان عطر محبت و عشق را بگیرد و هر چیزی بجز این شور و شوق بلند و زیبا در دلمان بمیرد ؟

 

چه می شود اگر شما از میان این همه عاشق که دارید این روزها از سرتاسر جهان جمع می کنید ، از میان این همه دل که روز به روز در گوشه و کنار جهان می ربایید . از میان این همه مجاهد که هر لحظه برای یاری دین الهی تربیت می کنید . نظر لطفی هم به حال ما کنید ؟

چه می شود اگر نظر محبتی هم به این قیل و قال ماکنید ؟

چه می شود اگر ما را هم مشتاق این ضیافت و لایق این لقا کنید ؟

مولای مهربان من

می گویند هرکس که در افق معرفت شما سری بلند کرده و از جام وحدانیت و نور وکمال نمی چشیده چنان مست و دست افشان شده که از سر تمام هستی برخاسته و یک لحظه دیدار شما برای سر مستی صد ساله اش کافی بوده است !

مولای مهربان من.

می گویند هر آنکس که دنیا و هر چه در آنست در افق نگاهش فرو ریخته برای آنست که یک نیم شب وجودش شامل دعای شما شده !

چه می شود اگر به دعایی یا به لقایی دل غمدیده ی خاک خورده ی ما راهم شادکنید ؟

چه می شود دل های عزادار ویرانه نشین ما را هم آباد کنید ؟

مولای مهربان من.

می گویند که شما هزارو چهار صد سال است که برای نجات عقول بشری ازین خاک زدگی و ظلمت بی خدایی در حال تلاش و مجاهدت هستید و حتی نیم شب نیز از دعا برای هدایت بشر خواب به چشمان مبارکتان نمی آید  اما ما هنوز خوابیم و از شوق گناه و غفلت بی تابیم ! ای وای برما !

مولای مهربان من.

 چه می شود اگر از کوچه ی ما هم عبور کنید تا ما هم از صوت خوش مهربانی شما بیدار شویم تا دیگر هوای خوردن و خوابیدن در مزبله های دنیا پرستی از سرمان بیفتد  و بتوانیم متواضع و ساده  به تلاش و کوششی وقفه ناپذیر برای نجات مردمان جهان و دعوت اهل آن به سوی زیبایی راه شما مشغول شویم  ....

مولای مهربان من .

می گویند هر جا که ظلمی هست درین عالم دل شما به درد می آید و هر جا گناهی هست و هرجا انسانی از مبدا نورانی کمال و حقیقت جدا می افتد و در وادی های تاریک و ظلمانی سرگردان می شود دل شما برای هدایت او می تپد و شما بیش از ما گرفتاران مشتاق نجات و رهایی ما از بندهای ظلمانی نفسانیت هستید ! اما چه کنیم که سرگردانی ما در هزاران وادی حیرت و کثرت مانع این می شود که  عطراین همه مهربانی شما را استشمام کنیم وبرای حرکت به سوی روشنایی و ایمانی که  از خورشید وجود شما ساتع می شود اهتمام کنیم.

مولای مهربان من .

چه می شود که ما گمشدگان سر زمین های خود خواهی و نفس پرستی را به زلال مطهر نظر لطف خود یکباره از دغدغه های خاکی رها کنید و چشم دلمان را به دیدار جمال زیبای خود روشن فرمایید . تا بدانیم که درد اگر هست درمان آن فقط و فقط در دستان نورانی و متصل وصاحب قدرت شماست و هجری اگر هست در بی همتی و سستی ماست ....

مولای مهربان من .

تشنه این بادیه ی ظلمانی آیا دست چاره ای جز دست باقی مانده خداوند در روی زمین می شناسد ؟

نه حقیقتا که ...نه ما بدون یاری شما یارای حرکت در مسیر توحید و عدل  داریم و نه شما ما گمشدگان را تنها و غریب می گذارید .

اما ای مولای مهربان . چه می شود اگر این تشنگان وادی های دهشتناک خاک گرفته را با جرعه ای از سیمای ملکوتی خود دریابید ؟

چه می شود که امری بفرمایید و ما نیز همراه قیام کنندگان به عدل و پاکی کمرمان را زیر بار گناهان صاف کنیم و دلمان را جلا بدهیم و راه بیفتیم و به سوی شما بیاییم ؟

چه می شود که ازین همه خروار خروار خاک لحظات دوری از عشق الهی بیرونمان بکشید ودستان  عقل و فهم مان  را بگیرید و تا افق درک و معرفت زیبایی های الهی خود بالا بکشید ؟

چه می شود نام ما را هم در لیست قیام کنندگان و یاران و منتظران و مشتاقان  خود ثبت بفرمایید ؟

ما هم آخر دلی داریم که گه گاهی برای غربت بانوی عشق شکسته است ! و برای پهلوی آن یگانه مزد رسالت به درد آمده است !

 چه می شود اگر به حرمت همان دل شکستگی ها و به رنج همان دل خستگی ها که بدون شما لمس کردیم وچشیدیم و کشیدیم چشم های خاک گرفته و نشسته ی  ما را هم  به دیدارتان روشن کنید شاید که در شستشوی اشک هایی که ازشوق وصال شما می ریزیم . چشممان به باطن روشن این جهان الهی منور شود؟

مولای مهربان من چه می شود همراه تمامی مومنان تاریخ . همراه تمای عاشقان تاریخ . همراه تمام شیفتگان تاریخ . همراه تمامی موحدان تاریخ .ماهم از آن کسانی باشیم که شکوه فرمانروایی شما را در عرصه زمین جشن بگیریم و ماهم همراه همه ی مومنان و صالحان زمین ارزوی دیرینه کمال بشری را به هلهله و شادی بنشینیم .

مولای مهربان من .

چه می شود اگر خداوند دردهای دل مارا به دعای شما بشنود و به این همه رنج انسان ...به این همه بدون عشق ماندن بشر... به این همه سختی و فلاکت کفران ... پایان دهد ؟

مولای مهربان من.

چه می شود اگر خداوند منان توبه مارا بپذیرد و بیش ازین با هجران شما مجازاتمان نکند و بیش ازین ما را از درک لحظات خوش دیدار شما محروم نکند که ما اگر چه تشنگی بسیار کشیدیم اما زیاد پیمان وفا نبریدیم و کم حسرت نکشیدیم .

مولای مهربان من .

اگر فریاد نمی زنیم نه برای آن است که این درد را حس نمی کنیم .نه !

همه ما این درد را حس می کنیم و با سلول سلول وجودمان می چشیم اما نه نایی برای فریادمان مانده و نه رمقی برای اشک ریختنمان !!!  کمرمان زیر بار دوری از عشق خداوند خم شده و از بس که به خاک نگاه کردیم... چشممان با آسمان نامحرم شده ....

 اگر هیچ ناله نمی کنیم یا از فرط درد کرخ شده ایم و یا نمی دانیم که بدون شما چه کلاهی بر سرمان رفته و چه بازی خنده داری را زندگی می دانسته ایم .بدون انسان کامل زندگی چه معنایی دارد و چه لذتی ؟ هیچ!

مولای مهربان من .

 ما از اوج سرمای بی شما بودن خورشید را فراموش کرده ایم وگرنه مگر می شود بدون خورشید ماند وناله نزد و مگر می شود یکبار شما را دید و دیگر به چیزی کمتر ازین عشق قانع شد !

ما آب ندیده ایم مولاجان وگرنه به حکم فطرت ...شناگران ماهری هستیم !

 ما شیرین نچشیده ایم مولا جان  و گر نه به حکم فرهاد بیستون های بسیاری را تیشه خواهیم زد و گناهان بسیاری را از ریشه خواهیم کند !

مولای مهربان من.

اینکه فریادی نمی زنیم از فرط درد است نه از شدت غفلت . اینکه دادی نمی زنیم از شدت آنست که نمی دانیم با شما بودن چه عالمی دارد و آنهایی که تجربه کرده اند میگویند عالمی دارد که دیگر هیچ هیچ هیچ لذت دنیایی با یک لحظه از آن برابری نمی کند و ما مولا جان خیلی بیچاره ایم که بی شما مانده ایم و همین بی حالی مان تغاس و مجازات بیچارگی مان است .

مولای مهربان من

مولا جان چه می شود اگر ما را هم قبول کنید که با وجود همه کوچکی ها یمان در درگاه شما رفت و آمدی کنیم و هر از چند گاهی سلامی بدهیم و خودی نشان دهیم و طلب وصلی بکنیم؟

آخر ای مولای خوبان جهان  آیا برای اهل زمین بجز آن سببی که مایه اتصال زمین با آسمان است راه دیگری هست به سوی اسمان ؟

ما چه کنیم که زمینی هستیم اما دلمان هوای آسمان دارد و چه کنیم که در بند هزار خاصیت این چنینی هستیم اما عشق در جانمان ولوله می اندازد و چاره ای بجز پناه بردن به در خوبان جهان نمی دانیم؟  چه می شود که ما هم مثل همه خوبان حرکتی کنیم و شبی دست برآریم و دعایی بکنیم و غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم؟....

مولای مهربان من

چه می شود که پیامی هم برای دل ما بفرستید و یادی هم ازین فقیری ما بکنید که به امر شما ما هم توان برخواستن و قیام به عدل و دعوت به راستی و حرکت به سمت تحقق آن جامعه ی جهانی بکنیم که در آن سرور و سید و سالار و مدیر و رهبر و فرمانروا و محبوب و جان جانان و مظهر عشق جاودان شما باشید و ما پروانه هایی شویم بر گرد رخ خوب شما و دلدادگانی پرتلاش و مصمم برای جلب رضایت محبوب شما ؟

مولای مهربان من

چه می شود بساط این دروغ بازی ها و دغل کاری ها و دنیا داری ها به حکم جمال چهره شما که حجت موجه ماست پایان یابد و دیگر هر روز و هرروز رنج آزار کشیدن از دست مدعیان دروغین و منکران بی دین را نچشیم و همه اهل جهان بدانند که منظور ما ازین همه تلاش و عشق چه کسی بوده است و کدام دلبر دل آرامی دل خوبان ما را ربوده است که این چنین بی تاب یاری او شده اند ؟

مولای مهربان من

چه می شود روزی برسد که بساط منکران همه جمع شود و در مغازه های فریب فروشی شان تخته شود و غربت ما تمام شود و ما همراه رهبر عزیزمان و همگام همین دکتر مهربان و خوب و شجاع دکتر احمدی نژاد و یارانش و مومنان و شهیدان به سپاه دلدادگان شما بپیوندیم و تحت فرمان شما باشیم و مستقیما ...مستقیما از شما دستور بگیریم ؟

و بگوییم این است ...این است همان صاحب قلب ها و فرمانروای دلهای خوبان همان مهدی صاحب زمان ....که شما حتی شنیدن نامش را هم طاقت نمی آوردید و دیدن کرامت و معجزاتش را در دلهای اهل جهان نمی فهمیدید ....

این است همان سرور و سالار و آقا و مولای ما که برای اعتلای هدف بلندش که همان نجات بشر است مدام در ابتدای هر سخنی می خواندیم اللّهم عجّل لولیّک الفرج ... و شما به ما می خندیدید و منکرمان می شدید ! 

مولای مهربان من

چه می شود که زیباترین رای گیری دنیا هرچه زودتر در قلب همه اهل جهان برگزار شود

و در آن همه مردم جهان با قلب خود فریاد کنند که ما انسانهای قرن بیستم...

رای می دهیم که شما بالای سرمان باشید ...

و رای می دهیم  که شما بیایید ...  

و رای می دهیم که شما را ببینیم ....

و رای می دهیم صدای دلنشین شما را بشنویم ....

و رای می دهیم که تحت فرمان شما در آییم ....

و رای می دهیم  که حکومت زمین را به دست با کفایت شما بسپاریم ...

و رای می دهیم که شما ای سرور خوبان عالم و ای سید و سالار بنی آدم...

حکومت عالم را در دستان با کفایتتان بگیرید ...

و دیگر از آدمهای بد و خودخواه  و نفس پرست و حقیر اثری در مدیریت جهان  نماند

 و نغمه ای بجز عشق الهی و  عدالت و پاکی در زمین و زمان نماند ......

و ما پشت سر شما به همراه حضرت مسیح در بیت المقدس نماز عشق بخوانیم .

و بگوییم الحمدُ لله ربِّ العالمین................

آمین.یا رب العالمین.

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و الجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 

+ نوشته شده توسط سحریار در چهارشنبه 1388/02/30 و ساعت 0 |


وقتی که آخرین پرده ها از چهره نفاق دریده شود
خدایا تو شاهد بودی و شاهدی و همین کافیست.
فقط عشاق المهدی بخوانند !
تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد!
عاشق ققنوس است
پیشگویی جالب شاه نعمت الله ولی
الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان ؟
بریده و بی اثر باد هر دو دست آتش افروز ! تبت یدا ابی لهب و تب !
عید عاشقان موحد ...عید غدیر مبارک...
از خطبه غدیر تا عصر ظهور ...

هر گونه کپی برداری از مطالب سایت با ذکر صلوات بر امام حاضر مجاز و مایه امتنان است