ای دل که بی قراری ... یاری جز او نداری
بر نرگسش خماری ، از چشم او بهاری
ای آنکه از رخت مست، هر جان که هست و بودست
هستیم برتو پا بست ، تا تو سر که داری؟

| یا الله | X |
ای دل که بی قراری ... یاری جز او نداری
بر نرگسش خماری ، از چشم او بهاری
ای آنکه از رخت مست، هر جان که هست و بودست
هستیم برتو پا بست ، تا تو سر که داری؟
