همیشه می ترسیدم ....پیش از آنکه شما را ببینم ...بمیرم!
حالا می ترسم وقتی که آمدید....و شما را دیدم ....از حسرت بمیرم!
حسرت تمام لحظه هایی که بدون دیدار شما .....گذشته !
....
الهی جانم فدایتان بشود .......
الهی همه آبرویم فدایتان بشود .......
الهی همه عمرم قریان شما بشود....!
الهی هرچه دارم و ندارم فدای شما بشود .....هر چند که به جز اشک چیزی ندارم !
وقتی می بینم تمام خوبان تاریخ شوریده و شیفته ی شما بودند ...
چطور می توانم ساکت باشم !
داد عاشق ها بلند می شود وقتی وصف جمال و کمال شما را می خوانند!
وای به روزی که ببینند !!!!!
الهی جانم فدایتان ...به دادمان برسید !
ناگهان نیایید ....
طاقت نداریم .....
ذره ...ذره ...از کنار کعبه ....ذرات وجود را صدا بزنید ......برای زنده شدن !
پیش از آنکه کور شویم ازین همه گریستن به دادمان برسید!
وقتی که بیایید ..ما را بینا می کنید ...می دانم !
اما آن حسرت جانکاه را که بعد از دیدنتان به جانمان می افتد .....چه کنیم!
قربان روی ماهتان ....نگذارید از حسرت بمیریم !









